تبليغاتX
میدان عمومی

میدان عمومی
میدان عمومی
قالب وبلاگ
=این مطلب را یکی از دوستان برایم ایمل کرد که به نظرم خواندی آمد

 

این کجا و آن کجا

Inline image 1
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 21:17 ] [ مرتضی اسدی مرام ]

در جشنواره تئاتر شهر تهران نما یش (( هاری )) به نوسندگی  محسن عظیمی و کارگردانی فتح‌اله نیازی در بخش بانوانِ نخستین جشنواره تئاتر شهر، سه‌شنبه 19 اردیبهشت در فرهنگسرای بهمن ساعت 15 و 17 اجرا می‌شود.

به تمام دوستانی که تهران هستن یا این روزها برای خرید کتاب به نمایشگاه بین المللی کتاب تهران میروند یشنهاد می کنم حتما برای دیدن این نمایش وقت گذاشته  وبرنامه ریزی کنن . فتح ا... ومحسن از هنرمندان با سواد ، خلاق و حرفه ای تئاتر هستن . هنرمندان هم استانی(کرمانشاه) که در تهران زندگی میکنن و اونجا تونستن در فضای حرفه ای وسخت تئاتر تهران خودشان وهنرشان راثابت کنن . هنرمندانی که تا دهه  80 در کرمانشاه شاهد هنرنمایی واجراهایی شایسته آنها بودیم .نمایش هایی چون ببین چه برفی می آید ، مصاحبه و... فتح ا..ومحسن عزیز هم اینک در تهران علاوه بر نویسندگی واجرا به عنوان داور در جشنواره های مختلف حضور دارند و با خبرگذ ا ری ها همکاری فعالی دارند .

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:51 ] [ مرتضی اسدی مرام ]

 

امروز یکی از دوستان فراخوانی را به دستم رساند که در نوع خودش جالب بود. فراخوان نوشتن شعر  ُ مقاله وخاطره در رابطه با سفرهای استانی احمدی نژاد(سفرصدم)بود .  به همین بهانه تصمیم گرفتم مقاله جنجال برانگیز (آوازدلفین ها –نوشته مسیح علی نژادرا که سال 87 در روزنامه اعتماد ملی به چاپ رسید را در  این پست بگذارم  که خواندنسیت . واقعیتش من هم آن اوایل نامه هایی نوشتم  که انگار به دستشون نرسید . پس خودم را جدا از توصیفی که خانم علی نژاد نموده اند نمی دانم. بنابر این اعتراف می کنم  من هم یک دلفینم.
 

 

آواز دلفين ها


نويسنده: مسيح علي نژاد

زمان زيادي از رو زهاي گرم حضور گروه ما در منطقه آزاد كيش گذشته است اما هنوز چرخش رندانه دست هاي مرد جوان در آسمان كوچك پارك دلفين ها چنان قدرتمند بر صورت و سيرت ذهن و خيال مانده است كه چرخش دست هاي مرد جوان ديگري در آسمان نقطه ديگري از ايران كافي است تا رقص دلفين ها دوباره در برابر چشمانم زنده شود. حكايت غريبي است رقص و آواز دلفين هاي جزيره. پس از تحمل ساعت ها گرسنگي و بي غذايي، دست مرد جوان كه از سبد آذوقه بيرون مي آيد، دلفين ها معصومانه اما هنرمندانه سر و بال مي جنبانند و سپس به لقمه كوچكي قانع مي شوند و تن به خيسي استخر زيباي پارك مي دهند. با اشاره اي ديگر از سوي صاحب لقمه هاي از پيش مهيا شده، ناباورانه مي بينيم كه از گلوي اين بي زبان هاي زيبا، صدا هايي هماهنگ اما ناهمگون به گوش مي رسد. مرد جوان مغرور از همراهي دلفين ها آواز غريب دلفين ها را رهبري مي كند، دلفين ها بلندتر مي خوانند، جمعيت به آوازخواني اين موجودات دلفريب دل مي بازد و آسمان جزيره پر مي شود از شور و شعف كساني كه هم پا و همراه شدن دلفين ها با مرد جوان را به بزم نشسته اند. غافل از آنكه اين كنسرت با تمام زيبايي هاي بي نظيرش، سمفوني گرسنگي و گردن كجي و گدايي و گريه دلفين ها بود براي لقمه اي كه به آن نيازمند بودند و اين احتياج بود كه آوازي چنين تلخ را رقم زد تا مرد جوان بر آن ببالد و فخرش را به جمعيتي بفروشد.
    
    
    اين روزها كه ساكنان قواي اجرايي و تقنيني ابايي از اعتراف به كمرشكن شدن گراني و تورم در معيشت مردم ندارند و رئيس دولت تورم را <طعم تلخ> تعبير مي كند و وزير بازرگاني هم در پاسخ به اعتراضات نمايندگان در صحن علني مجلس، گراني را <غيرقابل كنترل> مي خواند شايد همدلانه تر بتوان حكايت غريب احتياج و آواز دلفين ها را به حكايت غريب تر احتياج و نياز ملتي كه اينك به گرد رئيس جمهورشان در سفرهاي استاني حلقه مي زنند تعميم داد و از پيشداوري ها و متهم شدن به جنگ رواني و سياه نمايي ها نهراسيد. دست هايي كه در آسمان استان ها مي چرخد تا موج نامه ها و شكوه هاي ملتي را پارو كند تداعي گر چيست؟ جمعيتي كه مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومين شخص كشور در سفر هاي استاني حلقه مي زنند تداعي گر كدامين نياز و احتياج هستند؟
    
    
    مردمي كه پس از اخراج كامل اصلاح طلبان از گردونه تصميم گيري كشور به جاي شعار اصلاحات سياسي، سينه سپركردن مرداني را ديدند كه تحول معيشتي و توزيع عدالت در زندگي روزمره را وعده داده بودند، اينك خود را به رئيس جمهور مي رسانند تا متناسب با همان وعده ها، نامه مكتوب كنند و بعيد است كسي به منظور نگراني اش از موانع ايجاد شده براي دستيابي ايران به فناوري هسته اي يا مخدوش شدن چهره حقوق بشر دوستانه ايران در ماجراي دستگيري و احضار زنان و دانشجويان يا ناديده انگاشتن مباني گفت وگوي تمدن ها و ارزش نهادن به اصول جامعه مدني يا تقويت ادبيات ديپلماتيك در مراودات بين المللي به احمدي نژاد نامه بنويسد. آنان كه فريادشان از تورم و گراني هايي كه تا ديروز در دولت و مجلس انكار مي شد و به تازگي اصرار مي شود تا قصورشان را به گردن ديگري بيندازند، قطعا صف نشين و صدرنشين نامه نويسان به رئيس دولت هستند. جمعيت ديگر كساني هستند كه پشت درهاي بسته نظام نامنظم اداري جامانده اند و از آن جايي كه خلق و خوي آقاي رئيس در پيش بردن و مسكن هاي آني گذاشتن بر دردهاي عميق را مي دانند، شكوه نامه به محضر رئيس آورده اند. نمي توان كساني كه به دنبال بخشش بهره هاي بانكي يا دريافت وام ها و كمك خرج عروسي و تحصيل و اشتغال هستند را در صف نامه نگاران نديد. صداي فرياد توليدكنندگان و سرمايه گذاران ورشكسته، كارگران بيكار مانده، حقوق بگيران و بازنشستگان بي حقوق مانده هم از ميان جمعيت بلند است. از گلوي اقشار مختلف جامعه صداهايي هماهنگ اما ناهمگون بيرون مي آيد و چشم هايي خيره به آقاي رئيس است تا لقمه اي فراخور گرسنگي شان از آستين بيرون آيد تا هم او كه پاسخ گرفته خرسند باشد و هم او كه پاسخ داده به لذت اين خرسندي ببالد و هم تماشاگران به وجد آيند و براي وجهه مردمي آقاي رئيس دستي به نشانه شعف بالاببرند و هورا بكشند.
    
    
    در اين رهگذر نيز چه بسا فضايي حاصل مي شود كه در بزنگاه هاي انتخاباتي وعده هاي چرب تري مانند پرداخت مستقيم يارانه ها به مردم، جمعيتي را بيشتر از به انجام و فرجام رساندن امور زيربنايي كشور به وجد مي آورد.
    
    
    و اما اينك در شرايطي كه ناشران، نويسندگان، صاحبان انديشه متفاوت با جريان حاكم، دانشجويان، استادان محذوف از دانشگاه، زنان مطرود جنبش هاي اجتماعي، رانده شدگان از عرصه سياسي و حزبي، منتقدان خودي و غيرخودي اعم از اصلاح طلبان ردصلاحيت شده، وزراي بركنارشده، مديران مستعفي، همراهان حذف شده دولت و در نهايت جمعيت مايوس و خاموشي كه صدايي از آنان در آخرين انتخابات كشور به گوش نرسيده است، هيچ سهمي در نامه نگاري به رئيس جمهور ندارند، به راحتي مي توان كنكاش كرد كه جمعيت حلقه زده به گرد رئيس جمهور چه كساني هستند، چه آواز تلخي را براي رئيس دولت مي خوانند و چه مي خواهند و سپس بايد متناسب با خواسته هاي آنان ثبات و پايداري در مديريت را پيشه كرد تا مبادا به تعبير مقام رهبري <عدالت بدون پيشرفت تنها منجر به برابري در فقر شود.> در غير اين صورت است كه خالق سفرهاي استاني و خالق نامه نگاري هاي مردمي در دولت جاري تبديل مي شود به خالق كنسرت هاي غم انگيزي كه در آن، جمعيتي گرسنگي شان را آواز بخوانند و جمعيتي ديگر سرمست و دلخوش به اين همراهي هاي از سر نياز ببالند و نامش را بگذارند استقبال پرشور مردمي، غافل از آنكه اين سمفوني گرسنگي و گردن كجي و گريه است كه به رقص و آوازي تلخ شباهت دارد و چه بسا در تنهايي اشك هاي خود آقاي رئيس را هم جاري مي كند چرا كه راز دلفين هاي گرسنه را تنها كسي مي داند كه خود مسبب به وجود آمدن نياز و احتياج آنها است.
    
 روزنامه اعتماد ملي، شماره 623 به تاريخ 31/1/87، صفحه 16 (صفحه آخر)

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 0:38 ] [ مرتضی اسدی مرام ]

 

دوست عزیزم یونس از من خواست در مورد  مفهوم همگرایی که در سال جدید آرزومندش بودم توضیح  بدهم . در این پست مقاله ای از آقای محمدرضا نیکفر را خواهید خواند باهمان کارکرد مورد آرزوی من.

 سکولاریزاسیون – واگرایی و همگرایی

محمدرضا نیکفر


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 0:46 ] [ مرتضی اسدی مرام ]
پیام روز جهانی تئاتر در سال ۲۰۱۲ میلادی

هر ساله روز جهانی تئاتر ۲۷ مارچ در سراسر دنیا جشن گرفته می شود، انیستیتوی بین المللی تئاتر از "جان مالکویچ"  هنرپیشیه مطرح آمریکایی خواسته است که پیام امسال را بنویسد.

متن کامل پیام

مفتخرم که انیستیتوی بین المللی تئاتردر یونسکو از من تقاضا کرده است تا برای گرامیداشت پنجاهمین سال روز جهانی تئاتر سخن بگویم، سخن کوتاه من خطاب به همکاران، هم قطاران و رفقایم در تئاتر است.

امید که آثارتان گیرا و اصیل باشد. امید که ژرف‌ باشد و پر‌احساس. باشد که به ما کمک کند تا به این پرسش بیاندیشیم که معنی انسان بودن چیست؟ و امید که این اندیشه با دل ها، با پاکدلی و پاک‌اندیشی، و با شرف متبرک شود. امید که بر دشمنی ها چیره شوید، بر سانسور، فقر و پوچگرایی؛ همانگونه که بسیاری از شما به آن متعهد شده‌اید. امید که درخشان و پرتوان باشید تا به ما پیچیدگی‌های تپش قلب آدمی را بیاموزید، و کنجکاوی و فروتنی را، که آن را دست‌‌آورد یک عمر خود ساخته‌اید. که بهترین‌های شما - چرا که بهترین‌ها را طلب می کنید - آن هم در نابترین و گذراترین لحظه -  چارچوبی بیابید برای این بنیادین ‌ترین پرسش:  چرا زیست می کنیم؟

                                          خدا نگهدار - جان مالکویچ

/زبان اصلی پیام را از اینجا بخوانید.

[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 0:26 ] [ مرتضی اسدی مرام ]
نهنگ راه خانه را که یافت

                         در ساحل پهلو گرفت

دوستان عزیزم امسال شیرینی های خانگی مادرم طعم شیرینی های هر سال را نداشت ، یا دهان من از رویدادهای سال نود تلخ بود یا شکرهای تورم زده مزه هر ساله را ندارند یا...

در ضمن هر چه دیدم تلاش مردم دیارم برای به دست آوردن منافع شخصی بدون در نظر گرفتن دیگران بود . و نه منا فع جمعی و آرزوها مادی وکوچک بود . 

به هر روی امیدوارم سال ۹۱  آزادی  ، ایمان ، همگرایی  و رفاه را برای همه به ارمغان بیاورد.

نوروزتان پیروز 

[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 1:25 ] [ مرتضی اسدی مرام ]

خوب ، بد ، زشت

درباره مجموعه داستان زیر خاکی نوشته :مجید قیصری چاپ نشر افق

اولین موضوعی که در مجموعه داستان زیر خاکی به چشم می آید سادگی در روایت جنگ وبرخوردی خیلی معمولی وبه دور از شعارزدگی یا قهرمان سازی است ، شاید تا حدی که مخاطب احساس می کند یک خاطره بی طرف را می خواند ونه یک داستان را، نگاهی که واقع نمایی صرف ومستند گونگی داستان ها را تشدید می کند ودر بعضی داستان ها تبدیل به پاشنه آشیل اثر می شودواز تاثیر آنها بر مخاطب کم می کند.داستان ها به دو بخش بعد از جنگ وعواقب آن وزمان جنگ می پردازد. بیشتر آثار این مجموعه با طرح سوالی در ذهن مخاطب شروع ومخاطب را برای رسیدن به جواب به دنبال خود می کشد که تقریبا در تمام داستان ها به اشکال مختلف دیده می شودونقطه قوت آثار است .اما در بیشتر داستان ها مشکل عدم استفاده از لحن های متنوع وخواص شخصیت ولحجه دیده می شود . واما داستانها...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 22:9 ] [ مرتضی اسدی مرام ]

 

 

وقتی شنیدم اصغر فرهادی جایزه اسکار را برد خوشحال شدم ، پیام ها بود وتبریک ها وجالبترین تبریک شاید پیام سید محمدخاتمی بود که در وب استاد ابولفتحی دیدم  وعجیب ترین برخورد هم از وزیر ارشاد که پیامی نداده بود و در اعتراض یک خبرنگار انگار مجبوربه تعریف شده بود که هر دو در پایین می آیند وقبل از آن شعرکوتاه کوتاهی از خودم .

مرتضی اسدی مرام

شعری برای شیرین در روزهای فرهادی  

صبح خسته ام هنوز

خمیازه برلب است

حالاچه فرق می کند

اصغراسکار را برده

یا اسکار فرهاد را

مهم شیرین بیچاره است که نامش گم شده

در ازدحام جایزه ها.

 

پیام سیدمحمد خاتمی


ادامه مطلب
[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 19:49 ] [ مرتضی اسدی مرام ]
 

با توجه به درخواست های متعدد دانشجویان علمی کاربردی سراسر کشور جهت تمدید مهلت شرکت در جشنواره شعر و داستان کوتاه و نیز همزمان شدن با انتخابات مجلس شورای اسلامی زمان ارسال آثار تا ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۱ تمدید گردید .

روابط عمومی جشنواره شعر و داستان کوتاه مراکز آموزش عالی علمی کاربردی

فرهنگ و هنر واحد یک کرمانشاه

 
[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 0:0 ] [ مرتضی اسدی مرام ]

 

معرفی کتاب گوزن های پا به ماه

مرتضی اسدی مرام

 

چند روز پیش در جشنواره ای با کمال شفیعی آشنا شدم . کسی که در برخورد اول و با شنیدن پست اداریش در حوزه هنری تهران احساس کردم  باشخصی با همان پیش فرزهای همیشگی حوزه هنری روبه رو هستم . سرصحبت که باز شد متوجه شدم با انسانی به تمام معنا شاعر و متفکر برخورد دارم و از این آشنایی مسرور شدم . بماند که در این دو روز چه چیزها که از کمال شفیعی در مورد زادگاه پدریم که اونیز از همان شهر است آموختم و باشناسنامه ای از خاک پدری مواجه شدم .کمال شفیعی لطف کرد وکتاب هایش را به من هدیه داد که با خواندن شعرهایش به هیجان آمدم وشاید تمام خستگی من و دوستانی که در آن جشنواره بودیم از تن به در شد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم اسفند 1390 ] [ 23:34 ] [ مرتضی اسدی مرام ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ برای دروس مربوط به رشته ی امور فرهنگی ورودی 88 می باشد.
دانشگاه علمی و کاربردی فرهنگ و هنر واحدیک کرمانشاه
برچسب‌ها وب
com (1)
blogfa (1)
http (1)
fhkush (1)
امکانات وب